ترجمه "lama" به فارسی

تیغ, شتر بیکوهان, لاماها بهترین ترجمه های "lama" به فارسی هستند.

lama noun masculine feminine دستور زبان

La parte piatta e tagliente di uno strumento. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیغ

    noun

    Quando le feci si sono congelate, le ha lavorate creando una lama.

    سپس مدفوع شروع به یخ بستن كرد، و آنرا بصورت تیغ شکل داد.

  • شتر بیکوهان

    noun

    Un camelide del Sud-America (Lama glama), ampiamente usato come bestia da soma dagli Inca.

  • لاماها

    Alpaca e lama sono forme addomesticate di guanachi

    الپاکاها و لاماها گونه‌های اهلی شده گواناکوها هستند

  • ترجمه های کمتر

    • tigh
    • tighé
    • لاما
    • باتلاق
    • لاما گلاما
    • مرداب
    • کشیش بودایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lama " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lama
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • لاما

تصاویر با "lama"

عباراتی شبیه به "lama" با ترجمه به فارسی

  • لاما هواناكوس · لاما گوانيکوئه · گواناکوها
  • برنار لاما
  • دالایی لاما
  • لاما
  • لاما هواناكوس · لاما گوانيکوئه · گواناکوها
  • آلپاکاها · لاما پاكوس
  • شترهای بیکوهان آمریکایی · لاما ويكوگنا · ويكوگناها
  • لاما گلاما · لاماها
اضافه کردن

ترجمه های "lama" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه