ترجمه "lamina" به فارسی
فلز ورق شده, فویل بهترین ترجمه های "lamina" به فارسی هستند.
lamina
noun
verb
feminine
دستور زبان
Sottile lastra di metallo.
-
فلز ورق شده
noun feminineSottile lastra di metallo.
-
فویل
noun feminineMolte facciate in vetro contengono già una lamina per creare un vetro di sicurezza.
خواه ناخواه خیلی ازعناصر نمای شیشهای حاویِ یک فویل هستند، تا شیشههای ایمنیِ ورقهای را تشکیل دهند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lamina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lamina" با ترجمه به فارسی
-
جریان آرام
-
فلز ورق · مصالح ساختمانسازی · مصالح ساختمانی
-
غشای پایه
-
چوب مطبق
-
لامینتها · لايهروكش · لايهروكش سلولوزي · مواد بستهبندی · ورقهها
-
جریان آرام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن