ترجمه "lampada" به فارسی
چراغ, لامپ, cerâgh بهترین ترجمه های "lampada" به فارسی هستند.
lampada
noun
feminine
دستور زبان
Dispositivo che produce luce, generalmente elettrico.
-
چراغ
nounQuesta volta non era una lampada, era uno speaker.
این بار این وسیله یک چراغ مطالعه نبود؛ بلکه یک اسپیکر اکسترنال گوشی بود.
-
لامپ
noun feminineNella tua camera da letto c'è un cassettone con supra una lampada blu.
توي اتاقت يک کمد ـه ، روش يک لامپ آبيه.
-
cerâgh
-
ترجمه های کمتر
- lâmp
- لامپا
- لمپا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lampada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lampada"
عباراتی شبیه به "lampada" با ترجمه به فارسی
-
لامپ هالوژن
-
لامپ متال هلاید
-
چراغ نفتی
-
علاءالدین
-
لامپ قوسی
-
لامپ مهتابی
-
لامپ تخلیه در گاز
-
لامپ سیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن