ترجمه "lancia" به فارسی
نیزه, zhubin, لنج بهترین ترجمه های "lancia" به فارسی هستند.
lancia
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
نیزه
nounarma e strumento di caccia
Ma Davide si scansa e la lancia manca il bersaglio.
ولی داوود خود را کنار میکشد، و نیزه خطا میرود.
-
zhubin
-
لنج
-
ترجمه های کمتر
- برنده
- سنان
- قایق
- لتکه
- کشتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lancia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lancia
Lancia (arma)
-
نیزه
nounLancia (arma) [..]
Allora a cosa gli serve la Lancia del Destino?
خب یه تندرو نیزه تقدیر رو برا چی میخواد ؟
-
لنج
imbarcazione
عباراتی شبیه به "lancia" با ترجمه به فارسی
-
سکوی پرتاب · سکوی پرتاب موشک
-
ماهیان مارلین
-
دیسک · پرتاب دیسک
-
partâb · اغاز کار · راه اندازی
-
ماهیان مارلین
-
پرتاب نیزه
-
آتشبر · فرونشانی آتش
-
part kardan · partâb kardan · انداختن · زیاد بالا بردن · شلیک کردن · پرت کردن · پرتاب کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن