ترجمه "largo" به فارسی
پهن, وسیع, گسترده بهترین ترجمه های "largo" به فارسی هستند.
largo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
پهن
adjectiveColor melassa spessa e con un naso largo.
رنگِ شيره ي چغندرقند با يه دماغ پهن.
-
وسیع
noun masculineMa, cosa molto più importante, la distribuzione è molto più larga.
اما چیزی که مهمتر است، توزیع وسیع تر است.
-
گسترده
adjectiveAnche i discepoli di Gesù predicarono in lungo e in largo.
شاگردان عیسی نیز به نحوی گسترده در سرزمینهای دور و نزدیک موعظه میکردند.
-
ترجمه های کمتر
- falaké
- goshâd
- pahn
- درندشت
- فراخ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " largo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "largo" با ترجمه به فارسی
-
دامپروری در مقیاس بزرگ
-
تلسکوپ بسیار بزرگ
-
باند پهن
-
جگن · نی
-
درجه شیوع · شیوع
-
باند پهن
-
یکپارچهسازی کلانمقیاس
-
زراعت در مقياس بزرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن