ترجمه "laringe" به فارسی

حنجره, halq, hanjeré بهترین ترجمه های "laringe" به فارسی هستند.

laringe noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حنجره

    noun

    organo situato nel collo di rettili, anfibi, uccelli e mammiferi

    Rilassa la laringe, non è vero?

    حنجره تون رو آروم ميکنه ؛ مگه نه ؟

  • halq

  • hanjeré

  • ترجمه های کمتر

    • اپيگلوت
    • خرخره
    • سوتك
    • طنابهاي صوتي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " laringe " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "laringe" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه