ترجمه "laser" به فارسی
لیزر, لیزرها, اشعه لیزر بهترین ترجمه های "laser" به فارسی هستند.
laser
masculine
-
لیزر
noundispositivo in grado di emettere un fascio di luce
Ma quando abbiamo attivato il laser, come vedete ora, improvvisamente il topo si è paralizzato.
ولی وقتی ما لیزر را روشن کردیم، همان طور که می بینید، ناگهان موش وارد حالت انجماد شد.
-
لیزرها
I laser scansionano l'ambiente alla ricerca di ostacoli -
لیزرها محیط را برای تشخیص موانع اسکن می کنند —
-
اشعه لیزر
noun masculine -
پرتوهاي ليزر
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " laser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "laser"
عباراتی شبیه به "laser" با ترجمه به فارسی
-
اشارهگر لیزری
-
هدایت لیزری
-
شمشیر نوری
-
کند و سوز لیزر
-
لیزر یاقوت
-
سرمایش لیزری
-
تابش لیزر
-
چاپگر لیزری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن