ترجمه "latente" به فارسی
پنهان, مخفي, نهان بهترین ترجمه های "latente" به فارسی هستند.
latente
adjective
masculine
دستور زبان
-
پنهان
adjectiveIniziano a emergere i tuoi poteri latenti.
نيروهاي پنهان تو دارن کم کم خودشونو نشون ميدن.
-
مخفي
adjectiveE il fanatico ha sempre un dubbio latente.
و متعصب ها هميشه يه شک رو مخفي ميکنن.
-
نهان
adjectiveÈ noioso, ma il vero problema è che questo metodo soffoca le loro innate o latenti capacità imprenditoriali.
کسلکننده است، اما مشکل واقعی این است که این شیوه قدرت نهان و ذاتی کارآفرینی در آنها را میخشکاند.
-
ترجمه های کمتر
- ناپیدا
- نهفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " latente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "latente" با ترجمه به فارسی
-
عفونتهای نهفته · مراحل تحت باليني بيماري
-
گرمای نهان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن