ترجمه "lato" به فارسی
طرف, jamb, jehat بهترین ترجمه های "lato" به فارسی هستند.
lato
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
طرف
nounNon voglio andare nell'altro lato con questioni irrisolte.
من نمي خوام با کاراي نيمه تمومم برم اون طرف.
-
jamb
-
jehat
-
ترجمه های کمتر
- kenâr
- pahlu
- samt
- su
- taraf
- zelʼ
- ضلع
- تراش
- سمت
- سوی
- صورت کوچک
- مفصل
- منظر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lato"
عباراتی شبیه به "lato" با ترجمه به فارسی
-
فوتبال پنجنفره
-
از طرف ديگر
-
طرف باد
-
پشت
-
تعبیر بخش سرویس گیرنده
-
از یک سو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن