ترجمه "lega" به فارسی

آلیاژ, ettehâd, majmaʼ بهترین ترجمه های "lega" به فارسی هستند.

lega noun verb feminine دستور زبان

Associazione formale di persone con interessi simili. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آلیاژ

    noun

    مخلوط یا محلول دو عنصر فلز [..]

    Questo spiegherebbe le tracce di una lega sul corpo.

    آن آثار آلیاژ در بدن را توضیح دهد.

  • ettehâd

  • majmaʼ

  • ترجمه های کمتر

    • پیوند
    • الودگی
    • بار
    • درجه
    • شائبه
    • عیار
    • فرسخ
    • فلز
    • لیگ (یکا)
    • ماخذ
    • مذاکره
    • مشاوره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lega " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lega" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lega" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه