ترجمه "lega" به فارسی
آلیاژ, ettehâd, majmaʼ بهترین ترجمه های "lega" به فارسی هستند.
lega
noun
verb
feminine
دستور زبان
Associazione formale di persone con interessi simili. [..]
-
آلیاژ
nounمخلوط یا محلول دو عنصر فلز [..]
Questo spiegherebbe le tracce di una lega sul corpo.
آن آثار آلیاژ در بدن را توضیح دهد.
-
ettehâd
-
majmaʼ
-
ترجمه های کمتر
- پیوند
- الودگی
- بار
- درجه
- شائبه
- عیار
- فرسخ
- فلز
- لیگ (یکا)
- ماخذ
- مذاکره
- مشاوره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lega " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lega" با ترجمه به فارسی
-
پیمان هانسیتیک
-
اتحادیه کمونیستهای یوگسلاوی
-
اليزاي رقابتي · اليزاي غير مستقيم · اليزاي مستقيم · الیزا · سنجش ايمني جذب مرتبط با آنزيم
-
كالبيندين · پروتئینهای اتصالی کلسیم
-
بیست هزار فرسنگ زیر دریا
-
لیگ ورزشی
-
آلیاژهای آلومینیوم
-
ناحیه همگرایی زبانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن