ترجمه "leggi" به فارسی
حقوق, احكام, قانون بهترین ترجمه های "leggi" به فارسی هستند.
leggi
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
حقوق
nounI tuoi libri di legge saranno importanti per te, ma non qui.
ميدونم اون کتاب هاي حقوق ارزش زيادي برات داره ، ولي نه اينجا.
-
احكام
noun feminine -
قانون
noun feminineForse la legge non dovrebbe permetterlo, per il bene comune.
شايد قانون نبايد چيزي که بر صلاحش نيست رو اجازه بده.
-
قانونگذاری
noun feminineLa mancanza di leggi per proteggere adeguatamente le vittime e punire i responsabili.
فقدان قانونگذاری و قانونهای حمایت از بزهدیدهها به میزان کافی وتعیینکنندگان مجازات.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " leggi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "leggi" با ترجمه به فارسی
-
لايحه
-
آمادهسازي بستر بذر · آمادهسازی بستر کاشت
-
حکومت نظامی
-
تغییرات خوانده نشده
-
قانون اعداد بزرگ
-
حکومت نظامی
-
پایستگی بار
-
فراوری بستر مایع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن