ترجمه "legno" به فارسی
چوب, cub, نیشکر بهترین ترجمه های "legno" به فارسی هستند.
legno
noun
masculine
دستور زبان
Sostanza che costituisce la parte centrale del tronco e dei rami di un albero. Utilizzato come materiale per la costruzione, per fabbricare vari oggetti, ecc. o come combustibile.
-
چوب
nounmateriale ricavato dai fusti delle piante
Il fuoco si sta spegnendo; potresti aggiungere un po' di legno?
آتش دارد خاموش می شود.می توانی کمی چوب اضافه کنی؟
-
cub
-
نیشکر
noun -
چوب دستی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " legno " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "legno"
عباراتی شبیه به "legno" با ترجمه به فارسی
-
چوب فشاري · چوب كششي · چوب واکنشی
-
حلقههاي درخت · حلقههاي يكساله · حلقههای رشد · چوب ديررس · چوب زودرس
-
نگهداری الوار · نگهداری چوب
-
تقطیر تخریبی چوب · زغالش چوب
-
پتروکارپوس سویوکسیای · پدواك غرب آفریقا
-
کندههای درخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن