ترجمه "levatrice" به فارسی
ماما, قابله, پازاچ بهترین ترجمه های "levatrice" به فارسی هستند.
levatrice
noun
feminine
دستور زبان
-
ماما
noun feminineLa levatrice vi ha tradita.
اون ماما بهت خيانت کرد
-
قابله
noun feminine(b) In che modo Geova ricompensò le due levatrici per il loro coraggio e il loro santo timore?
ب) یَهُوَه آن دو قابله را به خاطر دلیری و خداترسیشان چه پاداشی داد؟
-
پازاچ
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " levatrice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن