ترجمه "libero" به فارسی
آزاد, fâregh, rahâ بهترین ترجمه های "libero" به فارسی هستند.
libero
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Capace di agire senza restrizioni. [..]
-
آزاد
adjectiveEssendosi rapidamente liberato egli scappò dalla stanza.
پس از آن که بهسرعت خود را آزاد ساخت، از اتاق بیرون دوید.
-
fâregh
-
rahâ
-
ترجمه های کمتر
- âzâd
- رها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " libero " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "libero" با ترجمه به فارسی
-
âzâd kardan · آزاد ساختن · آزاد کردن · رها کردن · شل کردن · گشودن
-
کشتی آزاد
-
فرم آزاد
-
پروانهٔ نرمافزار آزاد
-
سطح آزاد
-
فاعل مختار
-
مسافت آزاد میانگین
-
تجارت آزاد · تجارت ازاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن