ترجمه "lignaggio" به فارسی
تبار, نسب بهترین ترجمه های "lignaggio" به فارسی هستند.
lignaggio
noun
masculine
دستور زبان
I discendenti di un individuo.
-
تبار
noun masculineÈ in parte un Apache ma sostiene di possedere anche un altro lignaggio.
او از يک طرف آپاچي است اما ادعا مي کند از تبار ديگري است
-
نسب
noun masculineMi chiedo quanto tempo impiegherà a maledire il suo lignaggio.
نميدونم چقدر طول مي کشه تا شروع کنه به فحش دادن به اصل و نسب خودش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lignaggio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن