ترجمه "limbo" به فارسی

برزخ, لیمبو, نامعلومي بهترین ترجمه های "limbo" به فارسی هستند.

limbo

Stato o condizione di incertezza.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • برزخ

    noun

    Perche'credi sia rimasto in questo limbo per tutti questi anni?

    فکر مي کني چي تو تمام اين سالها منو تو برزخ نگه داشته ؟

  • لیمبو

  • نامعلومي

    Stato o condizione di incertezza.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " limbo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "limbo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه