ترجمه "lingua" به فارسی
زبان, زَبان, zabân بهترین ترجمه های "lingua" به فارسی هستند.
lingua
noun
feminine
دستور زبان
La maniera di una persona di parlare o di esprimersi. [..]
-
زبان
nounروش برقراری ارتباط [..]
Alcuni bambini imparano le lingue facilmente e altri con difficoltà.
برخی کودکان به راحتی زبان ها را فرامی گیرند و بقیه به سختی.
-
زَبان
noun feminineidioma
-
zabân
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- احشا
- اصطلاحات خاص
- جگر به عنوان غذا
- ريه به عنوان غذا
- زبان به عنوان غذا
- زبان طبیعی
- شكمبه به عنوان غذا
- قلب به عنوان غذا
- كليه به عنوان غذا
- مغز به عنوان غذا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lingua " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lingua"
عباراتی شبیه به "lingua" با ترجمه به فارسی
-
زبان اوگاریتی
-
زبان سیلزیایی
-
زبانهای بانتو
-
باسکی
-
زبان پلادوتچی
-
زبان اردو
-
نواخت
-
کانتونی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن