ترجمه "liquidi" به فارسی
نقد, مایعات بهترین ترجمه های "liquidi" به فارسی هستند.
liquidi
noun
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
نقد
nounAbbiamo trovato tracce che indicano che John sta tentando di liquidare i suoi beni..
يه نشونه هايي کشف کرديم که.جان داره سعي مي کنه دارايياشو نقد کنه
-
مایعات
Per recuperare meglio dall'ibernazione, è consigliabile bere molti liquidi.
برای بهتر شدن حالت بخاطر خواب طولانی مدت ، مایعات زیادی بنوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liquidi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "liquidi" با ترجمه به فارسی
-
اشکها · مايع اشكي
-
خنک کنندگی آبی
-
مايع آلانتوييك
-
اسيد معدی · شيره رودهاي · شيره سيرابي · شيره لوزالمعدي · شيره معدي · شیرههای گوارشی · كيموس معدي
-
توزیعکنندههای کود مایع
-
موشک با سوخت مایع
-
اچ.پی.ال.سی · کروماتوگرافى مايع با عملكرد بالا · کروماتوگرافى مايع با فشار بالا
-
شير بازاری · شیر مایع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن