ترجمه "liscio" به فارسی
hamvår, khâles, sâf بهترین ترجمه های "liscio" به فارسی هستند.
liscio
adjective
noun
verb
adverb
masculine
دستور زبان
Non ruvido, avente una superficie con poco attrito.
-
hamvår
adjective -
khâles
-
sâf
-
ترجمه های کمتر
- لیز
- صاف
- لخت
- مسطح
- هموار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liscio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "liscio" با ترجمه به فارسی
-
تفنگ ساچمه ای · تفنگ ساچمهای
-
صاف شدن · چاپلوسی کردن
-
تملق
-
هموار
-
ماهیچه صاف
-
سپرماهی · ماهی بریل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن