ترجمه "lista" به فارسی
فهرست, لیست, fehrest بهترین ترجمه های "lista" به فارسی هستند.
lista
noun
verb
feminine
دستور زبان
Un registro o rotolo di carta che contiene una enumerazione o compilazione di elementi.
-
فهرست
nounHo dato una ripulita alla lista in modo da farvi vedere.
من یک کم فهرست را تصفیه میکنم که بتوانید ببینید.
-
لیست
noun feminineQuindi consideriamo prima la cosa più importante sulla lista.
بیایید به مهمترین موضوع این لیست اول نگاه کنیم.
-
fehrest
-
ترجمه های کمتر
- surat
- تمایل
- جدول
- سیاهه
- سیاهه برداری
- میل
- کنار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lista " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lista"
عباراتی شبیه به "lista" با ترجمه به فارسی
-
فهرست سیاه
-
فهرست زبانهای جهان به ترتیب حروف الفبا
-
فهرست رئیسجمهورهای ایالات متحده آمریکا
-
فهرست سیاه · کتاب سیاه
-
فهرست مشاهیر مکزیک
-
فهرست قیمت
-
فهرست داوطلبان
-
فهرست برگزیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن