ترجمه "lumaca" به فارسی

حلزون, harazum, راب بهترین ترجمه های "lumaca" به فارسی هستند.

lumaca noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حلزون

    noun

    Sì, ma per farlo ho dovuto mangiare lumache.

    گرفتم, ولی مجبور شدم حلزون و مشروب بخورم تا بدست بیارمش

  • harazum

  • راب

    noun feminine
  • لیسه

    noun

    nome comune con cui si indicano tutti i gasteropodi polmonati sprovvisti di conchiglia

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lumaca " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "lumaca"

اضافه کردن

ترجمه های "lumaca" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه