ترجمه "luogo" به فارسی
جا, محل, جايگاه بهترین ترجمه های "luogo" به فارسی هستند.
luogo
noun
masculine
دستور زبان
Posizione o area in uno spazio.
-
جا
nounNon esiste nessun luogo così remoto dove Dio non possa raggiungerci per rafforzarci.
دست یَهُوَه از هیچ جا کوتاه نیست و هر کجا که باشیم یَهُوَه میتواند ما را نیرو بخشد.
-
محل
nounambito spaziale, determinato materialmente o mentalmente
Sarete condotto da qui al luogo della vostra esecuzione.
از اينجا به محل اعدام برده خواهيد شد.
-
جايگاه
noun masculinePosizione o area in uno spazio.
Temo che sia... un luogo molto scomodo, caro padre.
متاسفانه بايد بگم اين جايگاه خيلي ناخوشايندي ـه پدر عزيز.
-
ترجمه های کمتر
- jâ
- makân
- mohall
- بجای
- در عوض
- مزرعه
- مسکن
- مکان هندسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " luogo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "luogo"
عباراتی شبیه به "luogo" با ترجمه به فارسی
-
یه جایی
-
مکان تخیلی
-
زادبوم · محل تولد
-
ابتذال · بیاتی · كليشه · پیش پا افتادگی · کلمه مبتذل
-
تفریحگاه · زمین بازی
-
pâtoq
-
نیایشگاه
-
محل برگزاری موسیقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن