ترجمه "lustro" به فارسی
rounaq, درخشش, اعتبار بهترین ترجمه های "lustro" به فارسی هستند.
lustro
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
rounaq
-
درخشش
noun -
اعتبار
nounPerciò come possiamo - (Applausi) Come ridaremo lustro a fatti e verità nelle nostre democrazie liberali?
در لیبرال دموکراسیهایمان چطور میتوانیم اعتبار حقیقت و راستی را بازسازی کنیم؟
-
ترجمه های کمتر
- حیثیت
- زرق وبرق
- فروغ
- قدر ومنزلت
- پرتو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lustro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن