ترجمه "macchina" به فارسی
خودرو, ماشین, mâshin بهترین ترجمه های "macchina" به فارسی هستند.
macchina
noun
feminine
دستور زبان
Veicolo a quattro ruote usato per il trasporto terrestre e usualmente spinto da un motore interno a combustione a benzina o diesel. [..]
-
خودرو
nounخودرو (khodro) [..]
Vada ad aspettare in macchina.
برو در خودرو منتظر بمان
-
ماشین
nouninsieme di componenti, di cui almeno uno mobile, collegati tra loro, dotati di azionatori, circuiti di comando [..]
Lui ama le macchine, mentre suo fratello le odia.
او عاشق ماشین است، ولی برادرش از آن متنفر است.
-
mâshin
-
ترجمه های کمتر
- اتومبیل
- اتوموبیل
- حرکت دهنده
- خودرو سواری
- لوکوموتیو
- ماشين
- ماشین خودرو
- ماشین سواری
- موتور
- نیروی محرکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " macchina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "macchina"
عباراتی شبیه به "macchina" با ترجمه به فارسی
-
تجهیزات پسبرداشت
-
دروگرهای علوفه · دروگرهای علوفه (ماشین)
-
جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
-
دوربین فیلمبرداری
-
پلیگراف
-
دوربین دیجیتال
-
ماشین الکتریکی
-
دستگاه خودجایگزین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن