ترجمه "madri" به فارسی
مادرها, اثرات مادري, مادري بهترین ترجمه های "madri" به فارسی هستند.
madri
noun
feminine
دستور زبان
-
مادرها
A questo proposito, uno studio recente mostra che le madri preferiscono l'odore dei pannolini sporchi del loro bambino.
و اتفاقا یک مطالعهٔ جدید نشان میدهد که مادرها بوی کهنههای کثیف کودک خودشان را ترجیح میدهند.
-
اثرات مادري
-
مادري
Molto meglio che avere una madre a cui non frega un bel niente.
بهتر از اينکه که مادري باشي که هيچ حسي نداره.
-
ترجمه های کمتر
- والدين ماده
- ويژگي مادري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " madri " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "madri" با ترجمه به فارسی
-
ایراد گرفتن · خرده گیری کردن · مادری کردن
-
کشتی مادر · کشتیهای حمایتی · کشتیهای پشتیبانی
-
مادر ترزا
-
شرکت مادر
-
سینوسهای سیاهرگی سختشامه
-
سختشامه · شامهگان · مننژها · نرمشامه · پرده مننژ
-
زبان مادری
-
mâdar · vâledé · ته قبض · ته چک · سوش · مادر · مادَر · مامان · والده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن