ترجمه "mammella" به فارسی

پستان, pestân, مادر بهترین ترجمه های "mammella" به فارسی هستند.

mammella noun feminine دستور زبان

Organo nei mammiferi quadrupedi femmine che consiste di ghiandole mammarie e che ha diversi capezzoli.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پستان

    noun

    دو یا چند غده ٔ بزرگ بر سینه ٔ جانوران پستاندار

    Può succedere con l’emofilia, la talassemia (anemia mediterranea), le malattie delle coronarie, un tipo di diabete e persino il cancro della mammella.

    بعنوان مثال، هموفیلی، تالاسمی ( آنمی مدیترانهای)، بیماری سرخرگهای کرونر قلب، نوعی بیماری قند و حتی سرطان پستان.

  • pestân

  • مادر

    noun
  • مامان

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mammella " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "mammella"

عباراتی شبیه به "mammella" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mammella" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه