ترجمه "mammella" به فارسی
پستان, pestân, مادر بهترین ترجمه های "mammella" به فارسی هستند.
mammella
noun
feminine
دستور زبان
Organo nei mammiferi quadrupedi femmine che consiste di ghiandole mammarie e che ha diversi capezzoli.
-
پستان
nounدو یا چند غده ٔ بزرگ بر سینه ٔ جانوران پستاندار
Può succedere con l’emofilia, la talassemia (anemia mediterranea), le malattie delle coronarie, un tipo di diabete e persino il cancro della mammella.
بعنوان مثال، هموفیلی، تالاسمی ( آنمی مدیترانهای)، بیماری سرخرگهای کرونر قلب، نوعی بیماری قند و حتی سرطان پستان.
-
pestân
-
مادر
noun -
مامان
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mammella " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mammella"
عباراتی شبیه به "mammella" با ترجمه به فارسی
-
تغذیه پستانی
-
بیماری پستان
-
غدد پستانی · پستانها
-
بهداشت پستان
-
آكريفلاوين · آنتیسپتیکها · باكتريایستانها · زدايندههاي شير · شویندههای پستان · عفونتزداها · گندزداها
-
سرطان پستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن