ترجمه "manifestante" به فارسی
معترض ترجمه "manifestante" به فارسی است.
manifestante
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
معترض
noun masculinee gli altri manifestanti nella piazza richiesero il mio rilascio.
و دوستان معترض دیگر هم در میدانهای شهرتقاضای آزاد کردن مرا داشتند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " manifestante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "manifestante" با ترجمه به فارسی
-
بخشنامه
-
ebrâz kardan · neshân dâdan · ابراز داشتن · برهنه کردن · بروز دادن · معلوم کردن · کشف کردن
-
مانیفست کمونیست
-
bayâniyé · eʼlâmiyé · qatʼ-nâmé · احتکار · اشکار · اعلان · انگشت نما · بیانیه · پروانه رسمی · پوستر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن