ترجمه "manipolo" به فارسی
تیم, دست, یک دستگاه بهترین ترجمه های "manipolo" به فارسی هستند.
manipolo
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
تیم
noun -
دست
nounLe foto si possono manipolare, i testimoni si possono corrompere.
ممکنه عکسُ دست کاري کرده باشن ، شاهد ممکنه پول گرفته باشه.
-
یک دستگاه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " manipolo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "manipolo" با ترجمه به فارسی
-
بدجلوه دادن · سرشتن · ورزیدن · پنهان شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن