ترجمه "manodopera" به فارسی
نیروی انسانی, kârgar, نیروی کار بهترین ترجمه های "manodopera" به فارسی هستند.
manodopera
noun
feminine
دستور زبان
-
نیروی انسانی
nounPerché questo non rende la manodopera superflua e le nostre abilità obsolete?
چرا این موضوع کار نیروی انسانی ما رو زائد و مهارت های ما رو منسوخ نکرده؟
-
kârgar
-
نیروی کار
noun feminineIl secondo: una popolazione in diminuzione significa scarsità di manodopera.
شمارۀ دو اینکه، جمعیت در حال تنزل به معنی کمیاب شدن نیروی کار است.
-
ترجمه های کمتر
- تعداد کارگر
- مردها
- نيروي كار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " manodopera " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "manodopera" با ترجمه به فارسی
-
کارگران مزرعه · کارگران کشاورزی
-
کارگر مونث
-
کارگر روزمزد
-
ملزومات کار · نيازهاي نيروي كار
-
کارگر ساده · کارگر غیر ماهر
-
کارگر ماهر
-
كارگران خارجي · كارگران مهاجر · کارگر مهاجر
-
کارگر خانوادگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن