ترجمه "marcio" به فارسی
fâsed, gandidé, kharâb بهترین ترجمه های "marcio" به فارسی هستند.
marcio
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
Essere stato rovinato da batteri e altri agenti infettivi, diventando così non idoneo al consumo (riferito a un alimento). [..]
-
fâsed
-
gandidé
-
kharâb
-
ترجمه های کمتر
- puside
- pusidé
- پوسیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marcio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "marcio" با ترجمه به فارسی
-
dandé · harekat · piâdé-ravi · râh-peimâʼi · راه پیمایی · مارش · پیادهروی سرعت
-
جهت رانندگی در کشورهای مختلف
-
رد گم کردن
-
خط (ترابری)
-
تفرج کردن · خود نمایی کردن · دسته دسته شدن · رژه رفتن · فراهم آمدن · گردش رفتن · گردش کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن