ترجمه "mari" به فارسی
درياها, اقيانوسها, فضاهاي اقيانوسي بهترین ترجمه های "mari" به فارسی هستند.
mari
noun
masculine
دستور زبان
-
درياها
Io non ho problemi a dormire in mare, fratello.
من از خوابيدن توي درياها وحشت ندارم برادر.
-
اقيانوسها
Finalmente sto capendo che nel mare ci sono un sacco di altri pesci.
تازه دارم ميفهمم که هنوز يه عالمه ماهي تو اقيانوس هست.
-
فضاهاي اقيانوسي
-
ترجمه های کمتر
- ناحيه دريايي
- نواحی دریایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mari " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mari" با ترجمه به فارسی
-
دریای اسکاتلند
-
آب دریا
-
دریای اژه
-
دریای سولاوزی
-
دریای برینگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن