ترجمه "marina" به فارسی
نیروی دریایی, niruye daryâʼi, خط ساحلی بهترین ترجمه های "marina" به فارسی هستند.
marina
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
نیروی دریایی
noun[[نیروی دریایی]]
Ad un certo punto, ha provato a confiscare una nave della marina argentina al largo del Ghana.
در یک مرحله، سعی کرد یک کشتی نیروی دریایی آرژانتین را در ساحل غنا مصادره کند.
-
niruye daryâʼi
-
خط ساحلی
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- ساحل دریا
- کشتی جنگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " marina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "marina"
عباراتی شبیه به "marina" با ترجمه به فارسی
-
ماهیگیریهای دریایی
-
پارکهای دریایی
-
daryâʼi
-
امواج سطح اقیانوس
-
آلوا مارينا · زوسترا مارینا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن