ترجمه "maschile" به فارسی
mardâné, mozakkar, مردانه بهترین ترجمه های "maschile" به فارسی هستند.
maschile
adjective
masculine
دستور زبان
Di, ralativo a, o che denota un menbro del sesso che procrea inseminando uova. [..]
-
mardâné
-
mozakkar
-
مردانه
adjectiveHo pagato, ordinato e mangiato nella sezione maschile.
من می بایست در قسمت مردانه می پرداختم، سفارش می دادم و می خوردم.
-
نر
nounE questa è una rara foto del pene di un'anatra e dunque era sicuramente di sesso maschile.
و در اینجا تصویر نادری از آلت یک اردک را داریم، پس واقعن جنس نر بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maschile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "maschile"
عباراتی شبیه به "maschile" با ترجمه به فارسی
-
نرعقیمی سیتوپلاسمی · نرنازایی سیتوپلاسمی
-
فرزند نر · فرزندهای نر
-
بیماریهای تناسلی مرد
-
کارگر مذکر
-
التهاب حشفه · بيماريهاي بيضهاي · بیماریهای تناسلی نر · هماتوسل
-
جانوران نر · مذکر · نرها · گياهان نر
-
نام کوچک مردانه
-
اثرات پدري · والدين نر · ويژگي پدري · پدرانگی · پدرها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن