ترجمه "mastro" به فارسی
آقا, اصل, تیر بهترین ترجمه های "mastro" به فارسی هستند.
mastro
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
آقا
nounMastro Baggins ha visto un'opportunità, e l'ha colta.
آقايِ " بگينز " ديده فرصتش رو شده. و زده رفته
-
اصل
adjective -
تیر
noun
-
ترجمه های کمتر
- دفتر حساب
- دفتر کل
- سرور
- سَروَر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mastro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mastro" با ترجمه به فارسی
-
دفتر کل
-
رئیس اداره پست
-
تیر · دفتر حساب · دفتر کل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن