ترجمه "mattatoio" به فارسی

کشتارگاه, koshtârgâh, مسلخ بهترین ترجمه های "mattatoio" به فارسی هستند.

mattatoio noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشتارگاه

    noun

    L'ho presa da un ratto morto nel mattatoio.

    من اينو از يک موش عادي که تو کشتارگاه بود ، بريدم.

  • koshtârgâh

  • مسلخ

    noun

    Spedisci loro al mattatoio.

    بجنگ و اونا رو به مسلخ شون بفرست.

  • ترجمه های کمتر

    • دکان قصابی
    • سلاخ خانه
    • صحنه کشتار
    • قصاب خانه
    • کشتار جانوران
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mattatoio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mattatoio" با ترجمه به فارسی

  • سلاخخانه شماره پنج
  • كشتارگاهها · کشتارگاهها
  • فراوردههاي اسب پير · فراوردههاي جانبي كشتارگاه · فراوردههاي فرعي كشتار · فراوردههاي فرعي لاشه · فراوردههای فرعی کشتارگاه
اضافه کردن

ترجمه های "mattatoio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه