ترجمه "mattutino" به فارسی
بامدادی, صبحگاهی, نماز صبح بهترین ترجمه های "mattutino" به فارسی هستند.
mattutino
adjective
masculine
دستور زبان
-
بامدادی
adjective -
صبحگاهی
adjectivecameriere che preparavano i tavoli per la calca mattutina,
پیش خدمتان میزها را برای هجوم مشتریان صبحگاهی می چیدند،
-
نماز صبح
nounMa il coro della Sistina non ha cantato al Mattutino.
اما گروه کر کليسا وقت نماز صبح ساکت بودن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mattutino " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن