ترجمه "medaglia" به فارسی
مدال, نشان, medâl بهترین ترجمه های "medaglia" به فارسی هستند.
medaglia
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
مدال
noun feminineHo sentito che ti daranno una medaglia, fratello.
شنيدم يه مدال ميخوان بهت بدن ، برادر.
-
نشان
noun feminineoggetto circolare di metallo, usato per scopi commemorativi
ma gli fu ritirata Ia medaglia.
هيچوقت هيچ مدرک محکمي پيدا نشد اما نشان هاي پدر من ازش گرفته شد
-
medâl
-
ترجمه های کمتر
- جایزه
- صورت
- کف دست انسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " medaglia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "medaglia"
عباراتی شبیه به "medaglia" با ترجمه به فارسی
-
طلا · مدال طلا · نشان زرین
-
امانت · درستکاری · درستی · دیانت · صداقت
-
نشان برنز
-
مدال نقره
-
جایزه فیلدز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن