ترجمه "mela" به فارسی
سیب, سيب, sib بهترین ترجمه های "mela" به فارسی هستند.
mela
noun
feminine
دستور زبان
Frutto del melo, di forma arrotondata, provvisto di buccia di solito rossa, gialla o verde, polpa chiara e piccoli semi.
-
سیب
nounمیوه سردسیری [..]
Questa mela è amara.
این سیب ترش است.
-
سيب
Possiamo andare a prenderci un caffe', una torta di mele ed un liquore.
ميتونيم بريم قهوه و پاي ـه سيب و شيرين بيان بخوريم.
-
sib
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- مردمک چشم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mela " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mela
-
سیب (نماد)
simbolo dell'immaginario umano
تصاویر با "mela"
عباراتی شبیه به "mela" با ترجمه به فارسی
-
آنونا اسکوآموزا · درخت ساپ · درخت سيب قندي · درختان شيرينبر
-
beh · به · بهی
-
اوژنیا آکوئهآ · درخت جام آبدار · سيزيژيوم آكوئوم
-
سيبهاي زينتي · سیبها
-
سيبهاي زينتي · سیبها
-
درخت جام آبدار
-
آنونا اسکوآموزا · درخت ساپ · درخت سيب قندي · درختان شيرينبر
-
پای سیب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن