ترجمه "membrane" به فارسی
غشاها ترجمه "membrane" به فارسی است.
membrane
noun
feminine
دستور زبان
-
غشاها
Togli l'acqua, e queste membrane si sgretolano.
آنها را از آب خارج کنید آنگاه آن غشاها هم از کار میافتند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " membrane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "membrane" با ترجمه به فارسی
-
سروز
-
غشاء نیمهتراوا
-
غشای پایه
-
سندرم زجر تنفسی نوزادان
-
غشاهاي پلاسمايي · غشاهای سلول · غشاهای یاخته · پلاسمالما
-
شبكيه · عدسيهاي چشم · قرنيه · مردمك · ملتحمه · پلك سوم · پلكها · چشمها
-
تخممرغهاي بدون پوسته · تخمهای با پوسته نرم · غشاهای پوسته تخم مرغ · پوسته تخم مرغ
-
غشاهای پروتئینی مصنوعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن