ترجمه "mendicante" به فارسی
گدا, gedâ, درویش بهترین ترجمه های "mendicante" به فارسی هستند.
mendicante
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
گدا
noun m;fOserei dire che non riusciresti a sedurre un mendicante nemmeno se ricolmassi il tuo grembo di monete d'oro.
شرط ميبندم نميتوني يه گدا رو از راه بدر کني حتي اگه کلي پول هم داشته باشي
-
gedâ
-
درویش
noun m;f -
گدایی
Iniziai a capire che mendicare non è la soluzione.
من کم کم فهمیدم، گدایی کردن راه حل خوبی برای رفع گرسنگی نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mendicante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mendicante" با ترجمه به فارسی
-
gedâʼi kardan
-
درویش · گدا
-
طریقتهای صدقهگیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن