ترجمه "menta" به فارسی
نعناع, naʼnâ, puné بهترین ترجمه های "menta" به فارسی هستند.
menta
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
نعناع
nounHa anche congelato le foglie di menta e i lamponi nei cubetti di ghiaccio.
اون حتي يه زماني ميخواست برگهاي نعناع و تمشکها رو توي مکعبهاي يخي فريز کنه
-
naʼnâ
-
puné
-
ترجمه های کمتر
- قرص نعناع
- پودنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "menta"
عباراتی شبیه به "menta" با ترجمه به فارسی
-
نعناع زینتی
-
dorugh goftan · دروغ گفتن
-
منتا آرونسیس · نعناع ژاپني
-
اتفاق افتادن · رخ دادن
-
سوسنمبر · منتا آکوآتیکا · نعناع برگاموت · پونه آبی
-
منتا سيتراتا · منتا پیپریتا · نعناع فلفلي · پونه
-
فلسفه ذهن
-
câné · زنخدان · چانه · چکن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن