ترجمه "messaggero" به فارسی
peighambar, qâsed, rasul بهترین ترجمه های "messaggero" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Il messaggero ha suggerito che dovevate indossarlo al banchetto. ↔ پیک توصیه کرده بهتره در ضیافت استفاده کنید
messaggero
noun
masculine
دستور زبان
-
peighambar
-
qâsed
-
rasul
-
ترجمه های کمتر
- پیک
- جلودار
- رسول
- فرستاده
- قاصد
- منادی
- پیغام رسان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " messaggero " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "messaggero" با ترجمه به فارسی
-
آر.ان.آ پیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "messaggero" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Sono solo il messaggero, Forrest.
من فقط يه پيغام رسانم ، فارست
2 Nel capitolo 57 di Isaia, versetti 20 e 21, leggiamo le parole di questo messaggero di Dio: “‘I malvagi sono come il mare che viene agitato, quando non si può calmare, le cui acque continuano a cacciar fuori alghe e fango.
۲ در باب ۵۷، و آیههای ۲۰ و ۲۱، سخنان رسول خدا، اشعیا را میخوانیم که میگوید: «شریران مثل دریای متلاطم که نمیتواند آرام گیرد و آبهایش گِل و لجن برمیاندازد میباشند.
Il più grande messaggero di pace inviato da Geova
بزرگترین پیامآور صلح از جانب یَهُوَه
un messaggero di Dio.
نه ، من پيک خداوند هستم
Di sicuro non sono messaggeri di pace.
واضح است که اینان رسولان صلح نیستند.