ترجمه "messe" به فارسی
برداشت, ذرت بهترین ترجمه های "messe" به فارسی هستند.
messe
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
برداشت
noun feminineMa mentre dormivo, lei ha messo il bambino morto accanto a me e ha preso il mio bambino.
و در حالی که من خواب بودم، او طفل مُردهاش را کنار من گذاشت و بچهٔ مرا برداشت.
-
ذرت
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " messe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Messe
noun
feminine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Messe" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Messe در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "messe" با ترجمه به فارسی
-
اعدام کردن
-
جدال کردن
-
بذركارها · بسترسازها · تجهيزات بذرافشاني · تجهيزات نهالکاری · تجهیزات کاشت · ماشينهاي گلدانکاری
-
بالماسکه · تغییرقیافه · میزانسن
-
مونتاژ
-
ترساندن
-
تهمت زدن · متهم کردن · مقصر قلمداد کردن
-
وایسوندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن