ترجمه "messo" به فارسی
رسول, فرستاده, پیک بهترین ترجمه های "messo" به فارسی هستند.
messo
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
رسول
noun masculineIn che modo la lettera di Paolo ai cristiani ebrei mette il sangue in relazione con il perdono?
نامهٔ پولُس رسول به مسیحیان عبری چگونه ارتباط خون و بخشش گناهان را نشان میدهد؟
-
فرستاده
noun masculineIzebel mandò un messaggio al fedele profeta di Geova, giurandogli che lo avrebbe messo a morte.
او پیغامی برای نبی وفادار یَهُوَه فرستاد و قسم خورد که او را سر به نیست خواهد کرد.
-
پیک
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " messo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "messo" با ترجمه به فارسی
-
اعدام کردن
-
جدال کردن
-
بذركارها · بسترسازها · تجهيزات بذرافشاني · تجهيزات نهالکاری · تجهیزات کاشت · ماشينهاي گلدانکاری
-
بالماسکه · تغییرقیافه · میزانسن
-
مونتاژ
-
ترساندن
-
تهمت زدن · متهم کردن · مقصر قلمداد کردن
-
وایسوندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن