ترجمه "mettere" به فارسی
gozâshtan, nahâdan, گذاشتن بهترین ترجمه های "mettere" به فارسی هستند.
mettere
verb
دستور زبان
Mettere o piazzare un oggetti in un posto diverso rispetto a dove era in origine. [..]
-
gozâshtan
-
nahâdan
-
گذاشتن
verbIn uno studio recente, i ricercatori hanno messo annunci pubblicitari su eBay per vendere figurine di baseball.
چندی پیش در یک تحقیق، پژوهشگران تبلیغاتی رو برای فروش کارت های بیس بال روی eBay گذاشتن.
-
ترجمه های کمتر
- برتن کردن
- مصرف کردن
- نشلیدن
- نهادن
- هشتن
- پوشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mettere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mettere" با ترجمه به فارسی
-
اعدام کردن
-
جدال کردن
-
بذركارها · بسترسازها · تجهيزات بذرافشاني · تجهيزات نهالکاری · تجهیزات کاشت · ماشينهاي گلدانکاری
-
بالماسکه · تغییرقیافه · میزانسن
-
مونتاژ
-
ترساندن
-
تهمت زدن · متهم کردن · مقصر قلمداد کردن
-
وایسوندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن