ترجمه "miele" به فارسی

عسل, انگبین, شهد بهترین ترجمه های "miele" به فارسی هستند.

miele noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عسل

    noun

    alimento prodotto dalle api

    Solo all'inizio, per avere un posto dove stare dopo la luna di miele.

    فقط واسه شروع که بعد از ماه عسل جايي براي خواب داشته باشيم.

  • انگبین

    noun
  • شهد

    noun

    E dolci più del miele essi certo son.

    شادی بخشد ما را چون ز شهد شیرینتر

  • ترجمه های کمتر

    • angabin
    • ʼasal
    • انگوین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " miele " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "miele"

عباراتی شبیه به "miele" با ترجمه به فارسی

  • اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
  • زنبور عسل
  • گردآوری عسل
  • تولید عسل
  • mâh-e ʼasal · ماه عسل
  • گياهان شهدي · گياهان عسلزا · گياهان عسلي · گیاهان زنبوردوست
  • زهر زنبور عسل · زهرها · زهرهاي زنبور
  • پرگنههاي زنبور عسل · پرگنههای زنبور · کلنیهای زنبور
اضافه کردن

ترجمه های "miele" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه