ترجمه "minima" به فارسی
ذره, نقطه بهترین ترجمه های "minima" به فارسی هستند.
minima
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
ذره
noun feminineMa non capisco in che modo possa aiutare una piccola spruzzata di te'.
خوب من که نمي فهمم يه ذره چايي چه دردي ازش دوا مي کنه.
-
نقطه
noun feminineQuattro atomi di idrogeno, i quattro vertici del tetraedro, ed ecco il piccolo atomo di carbonio.
CH4 چهار اتم هیدروژن، چهار نقطه ی چهار وجهی، که در واقع همان اتم کوچک کربن خواهد بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " minima " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "minima"
عباراتی شبیه به "minima" با ترجمه به فارسی
-
ارزن كوچك · پانيكوم سوماترنس · پانیکوم میلیاره
-
پول توجیبی · پول جیب
-
جزایر کیمن · كيمن براك · ليتل كيمن · گراند كيمن
-
مزرعه
-
خردهمالكها · كشاورزان خردهپا
-
آنتیلهای کوچکتر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن