ترجمه "mirtillo" به فارسی
بلوبری, زغال اخته بهترین ترجمه های "mirtillo" به فارسی هستند.
mirtillo
noun
masculine
دستور زبان
-
بلوبری
noun masculineL'assunzione di flavonoidi, contenuti nel cioccolato fondente e nei mirtilli, incrementa la neurogenesi.
مصرف فلاونوئیدها، که در شکلات و یا بلوبری وجود دارد، باعث افزایش نوروژنز میشوند.
-
زغال اخته
noun masculineFuori ho visto un cespuglio di mirtilli selvatici.
دیدم بیرون دیوار یک بوته ی زغال اخته رشد کرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mirtillo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mirtillo"
عباراتی شبیه به "mirtillo" با ترجمه به فارسی
-
زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · زغالاختهها · سياهكيلهها
-
زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · زغالاختهها · سياهكيلهها
-
زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · زغالاختهها · سياهكيلهها
-
کرانبریها
-
زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · زغالاختهها · سياهكيلهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن