ترجمه "miscuglio" به فارسی
âmikhté, آمیخته, آمیزه بهترین ترجمه های "miscuglio" به فارسی هستند.
miscuglio
noun
masculine
دستور زبان
-
âmikhté
-
آمیخته
nounLa formula data da Dio consisteva in un miscuglio di quattro sostanze aromatiche.
خدا در ساخت آن به چهار گونه عطریات اشاره نمود که میبایست به نسبت مساوی آمیخته میشدند.
-
آمیزه
noun masculineGuardate il miscuglio tossico di laureati disoccupati nelle nostre strade,
نگاهی به آمیزه ناخوشایند فارغ التحصیلان بیکار در خیابانهای ما بیاندازید،
-
ترجمه های کمتر
- همساخته
- ترکیب
- خرت و پرت
- درهم آمیختگی
- مخلوط
- مرصع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " miscuglio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن