ترجمه "missionario" به فارسی
میسیونر, مُبلّغ مذهبی بهترین ترجمه های "missionario" به فارسی هستند.
missionario
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
میسیونر
colui che si impegna a diffondere una religione in aree in cui non è ancora diffusa
I pochi anni che trascorsi nel servizio missionario furono davvero preziosi per me.
حقیقتاً چند سالی که میسیونر بودم و در خانهٔ میسیونری زندگی میکردم دورانی طلایی بود.
-
مُبلّغ مذهبی
noun masculinePer voi sarebbe questa l'opera missionaria?
مُبلّغ مذهبی رو اینطور می بینید ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " missionario " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "missionario" با ترجمه به فارسی
-
آمیزش جنسی رو در رو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن